
کاملترین آموزش الفبای فارسی کلاس اول با جدیدترین روشها
آموزش الفبای فارسی کلاس اول به کودکان هفت ساله کار پرچالشیه. بچهها برای اولین بار سر کلاسهای مدرسه میشینن، برای همین ممکنه کلاسها بیش از حد طولانی و خستهکننده به نظر بیاد و تمرکز رو برای بچهها سخت کنه. آموزش حروف الفبا به دانشآموزان کلاس اولی، اهمیت خیلی زیادی داره و باید از یادگیری درست و اصولی اون مطمئن شد.
اگه نحوه آموزش حروف الفبای فارسی کلاس اول استاندارد نباشه، دانشآموز در طول دوران تحصیلی خود با مشکلات خیلی زیادی مواجه میشه. نقل قول معروفی هست که میگه: انسان یاد میگیره که بخونه تا بتونه یاد بگیره. حتی با وجود پیشرفت در روشهای آموزشی بازهم مهمترین و در دسترسترین روش انتقال اطلاعات از طریق متنه.
تقویت فارسی اول دبستان بسیار ضروریه تا مطمئن بشیم که دانشآموز در طول سالهای تحصیلی بعدی با مشکل روبهرو نمیشه و الفبای فارسی مهمترین چیزیه که در فارسی اول دبستان آموزش داده میشه.
راهنمای جامع روشهای نوین آموزش الفبای فارسی کلاس اول
بهترین روشها برای حفظ توجه و علاقه بچهها در حین آموزش الفبای فارسی کلاس اول دبستان استفاده از شعر، داستان و بازیه. نمیتونین از یک بچه هفت ساله انتظار داشته باشین که یک کلاس درس دیگه رو هم در خونه داشته باشه و همچنان تمرکزش رو حفظ کنه و خسته نشه.

حفظ توجه بچهها کار سادهای نیست. کلاس اولیها به راحتی دچار حواسپرتی میشن و نمیتونن برای مدت طولانی روی یک موضوع خاص تمرکز کنن. استفاده از روشهای نوین در آموزش الفبای فارسی کلاس اول تنوع رو به برنامه آموزش دانشآموزان اضافه میکنه.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر
یک راه پرکاربردو مهم برای سادهتر کردن آموزش الفبای فارسی برای کودکان، استفاده از شعر و موسیقیه. به خاطر سپردن همه نشانههای الفبای فارسی کار سادهای نیست؛ اما شعر میتونه به دانشآموزهای کلاس اولی کمک کنه تا راحت حروفی که یاد گرفتن رو به یاد بیارن.
شعرهای زیر علاوه بر یادگیری آوای حروف الفبا به آموزش نوشتن حروف الفبای فارسی کلاس اول ابتدایی هم کمک میکن.، همزمان با خوندن شعرها برای فرزندتون، روی یک برگه کاغذ یا تخته وایتبورد حروف رو بنویسین و ازش بخوایین صدای حروف رو ادا کنه یا اونها رو بنویسه.
آموزش کلمات فارسی به کودکان با شعر هم میتونه خیلی به کلاساولیها کمک کنه تا املای بهتر و روخوانی روانتری داشته باشن.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف آ ا
آموزش الفبای فارسی کلاس اول باید روی تفاوت بین شکلهای مختلف هر حرف الفبا تاکید کنه. در برنامه آموزش حروف الفبای فارسی کلاس اول ابتدایی به دانشآموزتون، شعر آموزش حرف آ رو بگنجونین تا فرزندتون این حرف پرتکرار در زبان فارسی رو به خوبی یاد بگیره.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف بـ ب
حروفی مثل ب که تفاوت خاصی بین دو شکل مختلف اونها نیست، میتونن برای دانشآموز گیج کننده باشن. به همین دلیل نیاز به تمرین بیشتر در آموزش نوشتن الفبای فارسی کلاس اول ابتدایی دارن. شعر آموزش حرف ب، به همراه نوشتن چندباره این حرف میتونه به دانشآموز کمک کنه.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف پـ پ
درست مثل حرف ب، شعر آموزش الفبای فارسی کلاس اول باعث میشه فرزندتون دو شکل حرف پ رو با هم اشتباه نگیره.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف تـ ت
حروفی مثل ب، پ، ت و ث شباهت زیادی به هم دارن که قطعاً تشخیص این حروف برای کلاس اولیها سخت میشه. این شعر هم برای تمرین حرف ت در حین آموزش الفبای فارسی کلاس اول براتون انتخاب شده.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف جـ ج
حروف ج، چ، ح و خ بسیار شبیه به همن و شکل پیچیده هر حرف هم باعث میشه یادگیری درست این حروف نیاز به تمرین فراوان داشته باشه. شعر زیر آموزش حرف ج رو سادهتر میکنه.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف چـ چ
در آموزش الفبای فارسی کلاس اول اصولی باید روی حروفی مثل چ تاکید بشه. شعر زیر این حرف رو به طور کامل به فرزند شما معرفی میکنه.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف خـ خ
شعر زیر به خوبی ویژگیهای حرف خ رو به دانش آموزان یاد میده.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف د
شعر حرف د در مجموعه آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر، به صورت زیره.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف ر
حرف ر از حروف نسبتاً سادهتر الفبای فارسیه اما این قدر پرتکراره که نیاز باشه مطمئن بشین در آموزش الفبای فارسی کلاس اول به خوبی یاد گرفته میشه.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف ژ
در الفبای فارسی حروف زیادی نداریم که در اونها حرف ژ به کار رفته باشه. اما به خاطر شباهت اون با حرف ر و صدای خاص این حرف باید توجه خاصی بهش نشون بدین. شعر آموزش این حرف الفبای فارسی در تصویر زیر اومده.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف سـ س
حرف س یکی دیگه از حروف پرتکرار و مهم در آموزش الفبای فارسی کلاس اوله. شعر زیر یادگیری این حرف مهم الفبا رو برای کلاس اولیها ساده میکنه.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف شـ ش
حروفی که شباهت زیادی به حروف پرتکرار دارن، قطعا برای کلاس اولیها گیج کنندهان. مثل حرف ش و شباهتی که با حرف س داره. شعر زیر با آموزش الفبای فارسی کلاس اول به دانشآموزها کمک میکنه تا این حرف رو خوب یاد بگیرن و تفاوتها و شباهتهای بین س و ش رو به خاطر بسپرن.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف عـ ـعـ ـع ع
حرف ع و باقی حروف چهارشکلی الفبای فارسی از بزرگترین چالشهاییه که در آموزش نوشتن حروف الفبای فارسی کلاس اول ابتدایی باهاش روبهرو میشین. این شعر به کلاس اولیها کمک میکنه تا هر چهار شکل حرف ع رو خوب یاد بگیرن.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف قـ ق
برای آموزش بهتر حرف ق به فرزندتون میتونین از این شعر استفاده کنین.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف کـ ک
حرف ک هم شباهت خیلی زیادی به گ داره و میتونه بچههای کلاس اولی رو گمراه کنه. برای تاکید روی شکل و نحوه نوشتن این حرف میتونین از شعر زیر استفاده کنین.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف گـ گ
این شعر کمک میکنه تا دانشآموز به خاطر بسپره که گ چه تفاوتی با ک داره و صدای اونها رو با هم اشتباه نگیره.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف لـ ل
ل یکی از حروف ساده در آموزش الفبای فارسی کلاس اول ابتداییه و معمولاً نوشتن اون برای بچهها سخت نیست اما تلفظ اون ممکنه برای تمام بچهها ساده نباشه. از شعر زیر برای آشنایی بیشتر فرزندتون با این حرف استفاده کنین.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف مـ م
میتونین در آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر برای حرف م از شعر زیر استفاده کنین.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف و
تشخیص درست حرف و در کلمات هم میتونه برای بچهها چالشی باشه. او استثنا و او هم ممکنه به همین شکل نوشته بشن و در آموزش الفبای فارسی باید روی این شباهتها تاکید کرد. شعر زیر میتونه به فرزندتون کمک کنه بهتر حرف و رو تشخیص بده.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف هـ ـهـ ـه ه
حرف ه یکی دیگه از حروف چهار شکلی الفبای فارسیه که شبیه بودن دوتا از این حروف به نشانههای -ِ آخر چسبان و -ِ آخر تنهاست و این حتی بیشتر بچهها رو گیج میکنه. از شعر زیر برای آموزش جذابتر حرف ه استفاده کنین.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر: حرف یـ ی
حرف ی هم از حروفیه که مشابه نشانه ایـ نوشته میشه و میتونه در خوندن کلمات برای کلاس اولیها دردسر ایجاد کنه. میتونین در آموزش الفبای فارسی کلاس اول با شعر برای این حرف از شعر زیر رو به فرزندتون یاد بدین.

آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان
یکی دیگه از سادهترین روشهای آموزش الفبای فارسی کلاس اول، داستان خوندن برای بچههاست. در حین خوندن داستانها، کودک با کلماتی که در زندگی روزمره کمتر استفاده میشن روبهرو میشه و آوای اونها رو یاد میگیره که به تقویت روانخوانی و درک مطلب، منجر میشه؛ اما برای داستان خوندن برای بچهها باید نکاتی رو رعایت کنیم.

اگه دوست دارین، در حین سرگرم کردن کودک، آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه رو هم داشته باشین؛ نباید کتاب داستان رو باز کنین و به صورت یکنواخت از روی اون بخونین. جلب توجه بچهها مهمترین اصل برای آموزش به اونهاست.
برای آموزش کامل الفبای فارسی کلاس اول از طریق قصهگویی و داستان، باید کلمات رو واضح و شمرده ادا کنین. دائما از فرزندتون سوال بپرسین و ازش درخواست کنین تا کلمات جدیدی که با یک حرف خاص شروع میشن رو تکرار کنه. با تغییر لحن و تن صدا ارتباط کودک با داستان رو تقویت کنین و در انتها ازش بخواین خلاصهای از اتفاقات رو تعریف کنه و نظرش در مورد داستان رو بگه.
داستانهای زیر برای آموزش هر حرف و نشانه الفبا نوشته شدن که کودک رو با شکل حروف، آوای هر حرف و ارتباط میان حروف همصدا و یا شبیه به هم آشنا میکنن. شما میتونین به راحتی از این داستانها برای آموزش الفبای فارسی کلاس اول، متناسب با برنامه درسی مدرسه استفاده کنین.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف آ ا
دو تا «ا» میخواستن که با هم مسابقه بدن. با هم یک، دو، سه گفتن و دویدن. این بدو، اون بدو… این بدو، اون بدو… تماشاچیها هم دست میزدن و میگفتن: «بدو…بدو… .»
هر دو تا ا تندتر دویدن. هر کدوم از اونها میخواست که اول بشه. تماشاچیها بازم دست زدن. سوت زدن و داد زدن: «بدو!… بدو!… تندتر بدو!… .»
دو تا ا تند و تند دویدن و دویدن تا به آخر مسابقه رسیدن. یکی زودتر رسید و یکی دیرتر. به برنده، یه کلاه جایزه دادن. یکی شد: «آ» با کلاه. اون یکی هم شد: «ا» دوم.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف آ
«آ» تشنهاش بود. رفت لب چشمه، آب بخوره. چشمه، خشک بود. رفت لب دریا، آب دریا شور بود. رفت کنار رودخونه، خم شد که آب بخوره، افتاد توی آب!

آب، آ رو با خودش برد. ماهیگیر، آ رو دید. از آب گرفتش و به خونه برد، دادش به دست بچهاش و گفت: «بگیر… این هم آ که میخواستی! مواظب باش که دیگه گمش نکنی!»
بچه ماهیگیر، خوش حال شد. آ رو گرفت. آ سردش بود. از سرما میلرزید. بچه آ رو برد کنار آتیش. آ گرم شد. بچه برایش آش درست کرد. آ آش رو خورد. بعد هم توی دفتر مشق، کنار دوستانش خوابید.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف بـ ب
ب کوچولو، نقطهاش رو دوست نداشت. راه که میرفت، گیر میکرد به نقطهاش و میافتاد زمین. یک روز رفت پیش قیچی و گفت: « چین و چین و چین … نقطه رو بچین!» قیچی، نقطه رو چید. ب، بی نقطه شد. راحت و خوشحال دوید و رفت به مدرسه. نشست روی تخته سیاه و گفت: «سلام!»
تخته سیاه گفت: «تو دیگه کی هستی؟ تو که هیچی نیستی!»
ب بی نقطه، ناراحت شد. رفت و نشست روی دفتر مشق. دفتر گفت: «تو دیگه کی هستی؟ تو که هیچی نیستی!»
ب بی نقطه، خیلی ناراحت شد. داد زد: «من ب هستم!» پاک کن گفت: «نه، تو اشتباهی هستی!» و خواست که پاکش کنه.
ب بینقطه، ترسید. داد زد: «کمک، کمک!… .» مداد سیاه اومد به کمکش. زود یه نقطه براش گذاشت. ب شد مثل اولش.
از خوشحالی داد زد: «حالا دیدید؟… من ب هستم!… من ب هستم!» پاک کن نگاهش کرد و گفت: «ببخشید… مثل این که من اشتباهی اومدم!» و راهش رو کج کرد و رفت.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف پـ پ
یک روز پرستو کوچولو با پدرش رفت پارک و توپ قشنگش رو هم با خودش برد تا بازی کنه، تو پارک یه پروانه زیبا رو دید که روی گلهای پونه نشسته بود، یکم اونطرفتر روی پلههای پارک یه پرنده رو دید که بالا و پایین میپرید، به پدرش گفت: «پدر این پرنده اسمش چیه؟» پدرش گفت: «اسمش مثل اسم قشنگ توئه، دخترم! پرستو!»
پرستو درحال بازی کردن با توپش بود که دوستش پریسا رو دید. با هم کمی بازی کردن. مادر پریسا که پیراشکی خریده بود به پرستو پیراشکی تعارف کرد. پریسا از پرستو خداحافظی کرد و رفت.
پدر پرستو چون از اداره پرونده آورده بود باید زودتر برمیگشت خونه. تو راه برای خونه پرتقال خریدن و به فروشنده پول دادن.
پرستو وقتی خونه رسید پاپوشهاش رو درآورد و گذاشت توی کمد. بعد نشست خاطره یه روز در پارک رو برای خودش تعریف کرد، دید چقدر امروز چیزهای جدیدی رو دیده که حرف پ داره. اون کلمات رو تو یه کاغذ جدا نوشت. دید تو بعضی کلمات حرف پ در اول کلمه در بعضیها وسط و بعضیها آخره.
پس اینو فهمید که ما دو تا پ داریم پــ غیر آخر، پ آخر.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف ثـ ث
این دفعه قراره با حرفی آشنا بشیم که صداش شبیه صاد و سین هست، اما هیچ شباهتی به این دوتا نشونه نداره. همه حروف الفبا اومده بودن به استقبال ث. صاد و سین با کنجکاوی نگاه میکردن تا حرف همصدای خودشون رو ببینن و ب و پ و ت هم صف کشیده بودن تا عموزاده دورشون رو ببینن. واقعاً هم ث خیلی شبیه شکل این سه حرف بود و فقط نقطههاشون کم و زیاد و بالا و پایین بود.

با ورود دو برادر ثـ غیر آخر و ث آخر همه افراد شهرک الفبا به سه حرف بـ ب و پـ پ و تـ ت نگاه کردن. چون واقعا شبیه این سه نشانه بودن. وقتی این دو برادر ثـ ث شروع به صحبت کردن، همه به صاد و سین نگاه کردن چون صداشون شبیه این دو نشانه بود. اما هیچ شباهتی با هم نداشتن.
چون از قبل منتظر ورود این دو حرف بودن، خونه اونا رو در ردیف خونههای بـ ب و پـ پ و تـ ت و بعد از خونه تـ ت قرار گرفته بود. کلماتی که این دو برادر قرار بود، بسازن، زیاد نبود. مثل: ثریا، کثیف، ثانیه، مثلّث، اثر، مثال، ثبت نام، لثه، ثروت. اما خیلی زود با همه حروف الفبا دوست شدن.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف جـ ج
خدیجه قرار بود که برای خانم معلمشون کاردستی یکی از حروف الفبا رو درست کنه. بنظر شما کدوم یکی از حروف الفبا بود؟ حرف اول اسمش خ. با خودش فکر کرد که چی درست کن. به این نتیجه رسید که حرف خ رو روی مقوا بنویسه و با پولک و ملیله تزئینش کنه.
خدیجه مرتب و با سلیقه کاردستیش رو درست کرد و دم در گذاشت که صبح ببره مدرسه. صبح وقتی که کم کم آماده میشد که بره به مدرسه، مامانش داشت حیاط رو جارو میزد. خدیجه یه جوجه داشت که خیلی جیک جیک میکرد. جوجه کوچولو از جارو میترسید اومد کنار خدیجه و وقتی کاردستی رو دید، شروع به نوک زدن کرد.
یهو نقطه کاردستی پایین افتاد. و خدیجه زودی کاردستی رو برداشت و با چسب نقطه رو سر جاش چسبون. اما باز جوجه کوچولو بهش نوک زد و نقطه افتاد. خدیجه جوجه رو با دست کنار زد اما جوجه ترسید، از جا پرید و خورد زمین.
خدیجه زود جوجه کوچولو رو برداش و نازش کرد. ازش معذرت خواست. جوجه کوچولو که یه کم دردش گرفته بود، خودشو لوس کرد و گفت: « ج ج ج ج... .» خدیجه جوجه رو ناز کرد. جوجه هم به نقطهها اشاره کرد و گفت:” ج ج ج ج ج… .»
خدیجه جوجه و کاردستی رو برد مدرسه. کاردستی رو به خانم معلم نشون داد و گفت که جوجه نقطه رو پایین انداخته. خانم معلم خندید و گفت: «جوجه میخواسته کاردستی اول اسم اون باشه و کاردستی حرف «ج» رو به همه بچهها نشون داد»
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف چـ چ
یه روزی د تنها داشت دوچرخهش رو تعمیر میكرد و پیچش رو سفت میكرد. دید یكی از ابزارهاش نیست كه پیچ رو سفت كنه. رفت مغازه ابزار فروشی و گفت: «آقا من یه چیزی میخوام که فکر کنم اسمش آدار باشه.»
مغازهدار متوجه نشد وگفت: «من نمیدونم این که میگیه چیه!»
ت و م داشتن از اونجا رد میشدن كه صداشون رو شنیدن. ت گفت: « شاید آتار میخواد.»
م گفت: «نه احتمالاً آمار میخواد.»
آقای ابزار فروش داشت گیج میشد كه یکدفعه یه صدایی توی جدول حروف الفبا گفت: «صبر کنین من میدونم چی میخواد.»
حرف تازه سلام کرد و گفت: «از آشنایی شما خوشوقتم. من چ هستم. چ چابک.و آقای د آچار میخوان. از اونجایی که شما به من احتیاج دارین تصمیم دارم چند روز دیگه هم توی شهر شما بمونم.»
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف حـ ح
دختر خالهها دور هم جمع شده بودن. (جـ ج ) و (چـ چ) و (خـ خ). قرار بود برای اولین بار دختر خاله چهارمشون یعنی حـ غیر آخر ح آخر رو ببینند که تازه به دنیای الفبا اومده بود. وقتی دخترخالهها ح رو دیدن، خندیدن، حالا هر چهارتاشون شبیه هم شده بودن. یکیشون بالای ابرو خال داشت و یکی یکی روی گونه و یکی هم کک و مک داشت.

حـ غیر آخر ح آخر شبیه دختر خالههاش بود اما با اونها فرق هم داشت مثلا هیچ خالی نداشت. و وقتی خندید، دخترخالهها دیدن که صداش شبیه ه ـهـ ـه ه است.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف خـ خ
خـ غیر آخر و خ آخر خواهر بودن. خواهر کوچیک خـ غیر آخر جوون بود. روزی دوشیفت صبح و ظهر کار میکرد. خواهر بزرگ خ آخر از بس تو جوونی کار کرده بود، تو پیری کمرش خم شده بود و زیاد نمیتونست کار کنه، فقط برای تفریح و فقط آخر روز سرکار میرفت.
این دوخواهر خیلی شبیه هم بودن و.یه خال سیاه و قشنگ روی ابروشون بود که همه این دو خواهر رو از روی همین خالشون میشناختن. کارشون این بود که تو بیمارستان شهرک الفبا هر کس تیغ ماهی تو گلوش گیر میکرد با صدای خ، خ، خ... از تو گلوش در میآوردن و تو کارشون هم خیلی ماهر بودن. بیشتر بیمارهای این دو خواهر خرگوش و خرس و خروس بودن.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف د
د، گرسنه بود، دهنش آب افتاده بود. راه افتاد و رفت دنبال غذا. رسید به یه در. اونو قورت داد. بعد رسید به یه دیوار. دیوار رو هم قورت داد. بعد رسید به یه درخت. درخت رو هم قورت داد. بعد رسید به یه داركوب. خواست اون رو هم قورت بده. اما داركوب نوكش رو باز كرد، باز باز …
د هم دهنش رو باز کرد. یهو درخته از دل د پرید بیرون. بعد دیوار پرید بیرون. بعدش هم در پرید بیرون. دل د خالی شد. د از گرسنگی از حال رفت.
داركوبه ترسید و گفت: «وای چی شد؟ من كه كاری نكردم!» د ناله كرد و گفت: «وای، دلم!» داركوب رفت و برای د دارو آورد. د گفت: «من كه مریض نیستم! گرسنهام.» داركوب رفت و یه دیگ پر از غذا آورد. د هر چه قدر كه تونست خورد، بقیهاش رو هم برد.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف ذ
ز شنیده بود که کسی هست که صدایی شبیه به اون داره اما اسمش و شکلش با خودش فرق داره. خیلی مشتاق شده بود که این نشونه رو از نزدیک ببینه. سفر کرد و رسید به در خونه خانم ذ زنگ زد. در که باز شد با دیدن خانم ذ یه لحظه فکر کرد که داره د رو میبینه.

اما وقتی صداشو شنید و نقطه بالای سرش رو دید، فهمید که د نیست. وقتی با هم صحبت کردن، دیدن صداهاشون واقعا شبیه هم است. خانم ذ گفت که د رومیشناسه و عموزاده دورشه.
ز و ذ باهم دوست شدن و قرار شد که به خانم ذ به شهرک الفبا بیاد، خانم ذ هم کلمات زیادی نمیتونست بسازه اما همه اهالی شهرک الفبا دوستش داشتن. خانم ذ هم کلماتی مثل لذیذ، دلپذیر، لذت، ذرت، آذر، غذا، ذره بین و ... رو ساخت.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف ژ
شغل آقای ژ تو شهرک الفبا راننده آژانس بود. یه روز که سرویس داشت، تو ترافیک مونده بود و دیرش شده بود، توی خیابون با سرعت زیاد ویراژ میداد ژژژژژژژژ……چون میخواست آقا بیژن رو به فرودگاه برسونه. آقا بیژن ژیمناستیک کار بود و قرار بود بره ژاپن مسابقه بده. گشت نامحسوس آژیر میکشید و دنبال آژانس آقای ژ افتاد و ماشینش رو متوقف کرد.
آقای پلیس شهرک الفبا خودکار نداشت با ماژیک سه برگ جریمه نوشت و به آقای ژ داد. آقای ژ از شدت ناراحتی این برگههای جریمه رو گوله کرد و رو سرش گذاشت. وقتی آقا بیژن رو به فرودگاه میرسوند، آقا بیژن ازش پرسید:” اینا چیه روسرت گذاشتی”؟ آقای ژ فقط گفت : ”ژژژژژ (یعنی جریمه ویراژمه)” و دیگه چیزی نگفت.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف سـ س
س حوصلهش سر رفته بود. دلش میخواست بازی کنه. از خونه رفت بیرون. دوید و دوید تا به سر کوه رسید. سر کوه، یه سنگ پشت رو دید. س به سنگ پشت گفت: «آهای سنگ پشت! میای بازی کنیم؟» سنگ پشت گفت: «چه بازی؟» س گفت: «بازی گردو … شکستم!»
سنگ پشت قبول کرد. بازی شروع شد س گفت: «گردو!» سنگ پشت گفت: «شکستم… زدم دندونتو شکستم!» س داد زد: «آی دندونم… وای دندونم!» سنگ پشت هول شد. گفت:«تو خودت گفتی بازی کنیم!» س گفت: «اما تو دندون منو شکستی!»
سنگ پشت گفت: «حالا گریه نکن. من خودم میبرمت دکتر. بپر روی سنگم بشین تا بریم.» س نشست روی سنگ پشت. سه سال و سه ماه و سه هفته و سه ساعت طول کشید تا به دکتر رسیدن. درست همون موقع س یه دندون دیگه در آورد. خندید و گفت: «برگردیم. دیگه دکتر نمیخوام.»
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف شـ ش
شادی و شیده با دوستشون داشتن بازی میكردن كه یه دفعه دوستشون زمین خورد. وقتی بلند شد شكلش عوض شده بود و مرواریدهای روی سرش گم شده بود. شادی و شیده حسابی گریه مردنچون اگه دوستشون مرواریدهاش رو پیدا نمیکرد، اسمشون خراب میشد.

بعدش شادی گفت همه به من میگن سادی، شیده گفت همه ب من میگن سیده و شروع کردن لابهلای علفها رو گشتن تا سه تا مروارید رو پیدا کردن. شادی و شیده پریدن بالا و جیغ زدن: «آخ جون ما دوباره خوشگل شدیم.» كسی میتونه بگه اون دوستشون كیه؟
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف صـ ص
تو هتل شهرک الفبا دو مهمون اومده بود که تاجر و برادر بودن و برای تجارت به شهرک الفبا اومده بودن. این مهمونها صداشون شبیه س بود. صـ و ص اجناس خاصی برای فروش به شهرک آورده بود؛ مثل: صابون، صندوق، صندلی، قرص و قصّه. ریئس شهرک الفبا به سفارش اعضای شهرک از آقایون صـ و ص دعوت کرد که تو شهرشون بمونن و بین کشورهای همسایه رفت و آمد کنن، محصولات شهرک رو صادر کنن و مواد مورد نیاز شهرک رو فراهم کنن.
دو برادر صـ ص قبول کردن و یه خونه تو شهرک به اونا داده شد و از اون روز به بعد بخاطر اینکه سـ س و با صـ ص اشتباه نگیرن، چون صداشون یکی بود، اسم سـ س رو سین گذاشتن و اسم صـ ص رو هم صاد گذاشتن. این اولین حرفی بود که تو شهرک صداشون یکی بود ولی اسمشون و شکلشون فرق میکرد.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف ضـ ض
یک روز دو برادر کوچکتر صاد که از لحاظ ظاهری خیلی شبیه برادراشون یعنی صاد بودن برای تفریح رفته بودن لب دریا. اونا با ماسههای ساحل بازی کردن و دست و صورتشون کثیف شد. بعدش اونا با آب دریا دست و صورتشونو شستن. رفتن خونه و چون خسته بودن اون شب به خواب عمیقی فرو رفتن.
صبح که بیدار شدن، متوجه شدن که خروسک گرفتن و صداشون تغییر کرده بود و نفری یه لکه سیاه روی سرشون گذاشته شد. دلیلش این بود که آب دریا آلوده بوده. این دو برادر بخاطر شستن دست و صورتشون با آب دریا مریض شدن. این صدا و شکل برای همیشه با اونا موندگار شد. صدای این دو برادر شده بود مثل ز و ذال.
همه فکر میکردن که ز هستن، اما هیچ شباهتی با ز و ذال نداشتن. اسم این دوبرادر یعنی ضـ ض رو تو شهرک الفبا گذاشتن ضاد و یه حرف دیگه به نام ضاد به شهرک الفبا وارد شدن. اسمش ضاد صداش ز که کلماتی مثل: رضا، وضو، مریض، بعضی، ریاضی و حوض رو با این نشانه میشه نوشت.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف ط
اعضای شهرک الفبا کم کم داشتن برای جشن الفبا آماده میشدن.مهمونها از دور و نزدیک دعوت میشدن تا خودشون رو برای جشن آماده کنن. فقط سه خونه دیگه تو شهرک مونده بود که پر بشه و جشن الفبا گرفته بشه. حرفای که امروز میخواست به شهرک بیاد رو قبلا صداشو شنیدین. در واقع این نشانه میاومد که کمک حال نشانه تـ غیر آخر ت آخر باشه.

اما با یه شکل و نشانه دیگه بود. این نشانه فقط صداش مثل ت بود و برخلاف نشانه تـ ت که دو برادر بودن این نشانه در هر قسمتی از کلمه قرار میگرفت به یه شکل میآمد و هیچ برادری نداشت. یعنی چه در اول چه در وسط و چه در آخر به یه شکل بود. این نشانه یه دسته داشت که همیشه با او بود و تقریبا شکل ظاهری او مثل یه تیشه بود. این نشانه بجز صدای ت اسم هم داشت.
بله این نشانه در شهرک الفبا به این شکل ط وارد شد. که اسمش طا و صداش ت است. این نشانه با قطار وارد شهرک الفبا شد و یه صندوق طلا سوغات برای اعضای شهرک با خودش آورده بود. اولین کاری که کرد مسابقه طناب کشی رو در شهرک بین اعضا به راه انداخت و دست اعضاء تشویق کننده یه قوطی داد تا با زدن ضربه روی قوطیها نشانههای مسابقه طناب کشی رو تشویق کنن.
همه از ورود این نشانه خیلی خوشحال شدن، چون باعث شادی و نشاط اونا شده بود. خونه این نشانه کنار خونه ضاد بود. کلماتی که این نشانه درست میکرد مثل: خاطره، وطن، طوطی، خیّاط، فاطمه، حیاط و طاووس بود.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف عـ ـعـ ـع ع
چهار تا برادر عین بودن. عین غیر آخر عـ، عین وسط ـعـ، عین آخر چسبان ـع و عین آخر تنها ع که صدای خاصی از خود نداشتن. این چهار تا برادر اگه با صداهای ( آ اَ اِ او ی) میاومدن اصلا صداشون در نمیاومد. مثل عا، عو، عی. وقتی صدای ع با ساکن همراه بود یه صدای خفیفی داشت مثل: بعد.
این چهار تا برادر چون از کشورهای عربی وارد شهرک الفبا شده بودن هیچ وقت تنها جایی نمیرفتن و همیشه باهم بودن و درست حکایتش مثل چهار برادر (هـ ـهـ ـه ه) بود. عــ غیر آخر فقط دست چپشو به بقیه میداد، ـعـ وسط هم چون کمی ترسو بود هر دو دستشو باید میگرفتن و ـع آخر چسبان هم فقط دست راست شو به دیگران میداد و ع آخر تنها هم دوست نداشت هیچ کدوم از دستاشو به کسی بده.
این چهار تا برادر تو شهرک الفبا صداشون خفیف و میشه گفت یه جورایی شبیه صدای اِ بود. اما وقتی به کشورهای عربی مسافرت میکردن و میرفتن پیش اقوامشون با شدت بیشتری این صدا رو تلفظ میکردن. صداشون ع و اسمشون عین نام گذاری شده بود. کلماتی مثل علی، معصومه، جمع، بعد، عزیز، شروع، عید، شمع و معلم با این حرف نوشته میشه.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف فـ ف
فـ غیر آخر و ف آخر دو برادر بودن که شکلشون شبیه قایق بود، با یه سر نشین کوچیک که روی سرشون نشسته بود و کارشون این بود که هروز تو هوای آفتابی مسافرهایی که لب دریا بودن، سوار کنن و یه گشت کوچولو لب دریا بزنن.
فـ غیر آخر مثل قایق موتوری بود و سریعتر از ف آخر میروند و دوبار مسافر سوار میکرد یعنی همیشه اول و وسط بود. اما ف آخر فقط آخر میاومد و آهسته حرکت میکرد. فـ غیر آخر مسافراش آقای فرهاد و فرزاد و فریمان و خانم فرشته و فرزانه بودن و ف آخرم مسافراش بیشتر کسایی بودن که کیفهای رنگ وارنگ داشتن. آخر اسمشون ف آخر داشتن.
یه روز رئیس شهرک الفبا که کنار دریا قدم میزد کار این دو برادر رو دید و ازشون دعوت کرد تا علاوه بر این شغل، بیان تو شهرک الفبا به بچهها کمک کنن تا حروف رو خوب یاد بگیرن و کلمههایی که نشانه ف دارن رو به بچههایی که تازه دارن الفبا یاد میگیرن، یاد بدن. پس اینطوری بود که پای فــ غیر آخر و ف آخر توشهرک الفبا بازشد تا به کوچولوهای دوست داشتنی شما یه حرف جدید یاد بدن.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف قـ ق
یه روز فــ غیر آخر داشت تو پارك بازی میكرد، یهو خورد زمین و پاش پیچ خورد. دور و اطرافشو نگاه كرد و دید ای داد بیداد نقطهاش از رو سرش افتاده. با اون پاش شروع كرد به گشتن. ف آخر اومد و گفت: «چرا اینجوری راه میری؟!»

گفت: «آخه پام پیچ خورده و نقطم رو هم گم كردم.» ف آخر گفت: «بیا تو بغلم تا ببرمت پیش دكتر.» فــ غیر آخر گفت: «پس نقطهام؟» همه این حرفا رو قمری مهربون شنید و گفت: «شما استراحت كنید، من براتون پیدا میكنم.»
قمری، گشت و گشت. لابهلای گلا رو دید. گفت: «واااااای اینجا چقد نقطه هست.» بعد با نوكش یك نقطه و با یه چنگال دستش یك نقطه و با اون یكی چنگالش یك نقطه دیگه برداشت.
رفت رو سر فــ غیر آخر دوتا نقطه گذاشت. خوب كه نگا كرد، دید با اون یكی فرق داره. اون نقطه دیگه رو هم گذاشت رو سر ف آخر.
ف آخر گفت حالا فــ كوچولو بیا تو بغلم. اما فــ دیگه با اون دوتا نقطه سنگین شده بود و ف آخر مجبور شده بود یكم خودشو خم كنه و راه افتاد. به شهر الفبا كه رسیدن گ بهشون گفت:”خوش آمدید ق ها “… اون دوتا به هم نگاه كردن و تازه فهمیده بودن كه دیگه شكل و صداشون با ف فرق داره. قــ غیر آخر. ق آخر.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف کـ ک
روزی اُردک و کبوتر با هم از یه جنگل عبور میکردن که یه کبک رو دیدن، کبک پرسید: «کجا میرین؟»
اردک و کبوتر گفتند: «داریم میریم پیش سلطان جنگل که ببینه اسم کدام یه از ما قشنگتره.» کبک گفت: «من هم با شما میام تا قشنگی اسم منم معلوم بشه.» داشتن، میرفتن که لک لک رو دیدن. لک لک هم وقتی ماجرا رو فهمید با اونا همراه شد.هنوز نرسیده بودن که گنجشک رو دیدن و گنجشک هم با اونا به راه افتاد.
شیر وقتی همه حیوونا رو با هم دید و ماجرا رو پرسید، خندهاش گرفت و به اونا گفت: «اسم همه شما زیباست. چرا که اسمای شما شبیه همه و همه شما یه صدا دارید، حالا یکی در اول اسمش داره و یکی دیگه در وسط و یکی هم در آخر اسمش داره و یکی هم هر دو تاشو داره.»
همه با هم گفتند: «اسم اون صدا چیه؟» شیر این بار هم با خنده گفت: «صدای ک کبوتر اولش؛ کبک اولش و آخرش؛ لک لک آخرش؛ گنجشک هم آخرش. پس اسم همه شما زیبا هست چون صدای ک دارین.» و شیرحیوونهایی که اول اسمشون ک داشتن رو با کـ غیر آخر و حیوونایی که آخر اسمشون ک داشتن رو با ک آخر نام گذاری کرد.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف گـ گ
توی یه روز بارونی که صدای رعد وبرق رگبار از آسمون شنیده میشد دوتا دختربچه دوقلو تو یه خانواده به دنیا اومدن. بچهها خیلی شبیه دو برادر دوقلوشون یعنی کـ غیر آخر و ک آخر بودن. پدر و مادرشون خیلی خوشحال بودن که خدا بهشون دوتا دختر سالم داده بود.
بعد از مدتی که دخترا بزرگ شدن. تشخیص دادنشون با برادراشون خیلی سخت شده بود حتی واسه پدر و مادرشون. اونا فقط میتونستن از روی صدا دخترا رو از پسرا تشخیص بدن. یک روز پدر خانواده رفته بود شهر و دو تا گل سر قشنگ واسه دخترا گرفته بود، مادرشون موهای دختراشو شونه زد و گل سر رو به موهای دختراش زد.
از اون روز به بعد دیگه با گل روی سرشون تشخیصشون راحت بود، چون همه اونا رو به صورت گـ غیر آخر و گ آخر میدیدن. وقتی که بزرگ شدن، کارشونو تو شهرک الفبا شروع کردن و تلفظ کلمات گاو، سگ، گوسفند، گوزن، گوش و انگشت و هر چی که صدای گ داشتن رو به عهده گرفتن. اینطوری شد که صدای گـ غیر آخر و گ آخر به صداهای شهرک الفبا اضافه شد.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف مـ م
م زیر درخت نشسته بود و بافتنی میبافت. كلاغی از راه رسید. روی شاخه درخت نشست و پرسید: «توی این هوای گرم، چرا بافتنی میبافی؟» م لبخند زد و گفت: «بالاخره كه هوا سرد میشه!» كلاغ گفت: «وا… چه حرفا! و پرید و رفت.»

م بازم بافت و بافت. سیبی از شاخه درخت كنده شد، افتاد روی دامن م و پرسید: «توی این هوای گرم، كی لباس بافتنی میپوشه؟» م لبخند زد و گفت: «بالاخره یكی پیدا میشه كه بپوشه!» سیب لپهای تپلش رو باد كرد و گفت: «چه چیزها! و قل خورد و رفت.» م بازم بافت و بافت.
باد از راه رسید. توی گوش م پیچید و گفت: «به به … چه قدر قشنگ میبافی! خسته نباشی! برای كی میبافی؟» م لپهاش قرمز شد. سرش رو پایین انداخت و گفت: «برای م كوچولو، آخه من دارم مامان میشم!» ژاكت كوچیكی رو كه بافته بود توی دستای باد گذاشت. باد هوهو هاها خندید و گفت: «مباركه… مبارک!»
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف نـ ن
ن کوچولو جلو دوید و گفت: «نان، نان! مامان، نان!» مامان ن یه نان پخت و به او داد. ن کوچولو نان رو خورد و دوباره گفت: «نان، نان! مامان، نان!»
مامان ن هر چی نان پخت، ن کوچولو خورد. خمیر نان تموم شد. آتش تنور خاموش شد. اما ن کوچولو هنوز گرسنه بود. مامان ن به ن کوچولو گفت: «نان تموم شد. حالا بیا بغلم تا قصه نان رو برات بگم.» ن کوچولو پرید بغل مامانش و گفت: «بگو… بگو …!»
مامان ن گفت: ”یکی بود، یکی نبود. ن کوچولویی بود که همیشه به مامانش میگفت: « نان، نان !مامان، نان!» ن کوچولو قصه رو شنید و زود خوابش برد، مثل همیشه.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: حرف و
یک مادری دو بچه به اسم او اول و و غیر اول داشت. یه روز مادر داشت تو بازار خرید میکرد که یکدفعه خشکش زد و تعجب کرد چون پسرش و غیر اول رو دید که با یه لباس ورزشی شیک کنارش ایستاده بود و داشت میوه میخرید. مادرش گفت: «ای وای مادر آخه منم دارم میوه میگیرم، تو کی اومدی؟ کی از خواب بیدار شدی؟! این لباسهای ورزشی رو از کجا خریدی؟»

اما و بهش گفت: ”مادر اشتباه گرفتی من پسر شما نیستم، خیلیها بهم گفتن که شما شبیه و غیر اول هستین اما من صدام با صدای پسر شما فرق میکنه شغلم داوره و معلم ورزش هم هستم.»
مادر و غیر اول از آقای و خواهش کرد که به خونه اونا بره تا با پسراش آشنا بشه، وقتی رسیدن خونه دو برادر که قبلا آوازه آقای و رو شنیده بودن از دیدنش خوشحال شدن و ازش خواستن که علاوه بر این که به شغلش میرسه تو شهرک الفبا بیاد بهشون کمک کنه و تلفظ بعضی از کلمات که با صدای آقای و قشنگتره، به عهده بگیره.
اینطور شد که بعضی از کلمات مثل ورزش، داور، گاو، سماور و میوه که تلفظش برای او اول و غیر اول سخت بود رو به عهده آقای و قرار دادن و اینجوری شد که پای آقای «و» به شهرک الفبا باز شد.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با داستان: حرف هـ ـهـ ـه ه
یه روز توی فرودگاه شهر الفبا یه هواپیما رو زمین نشست. همه نشانهها جمع شدن تا ببینن مسافرشون كیه! چهار تا مسافر پیاده شدن. همه از دیدنشون خیلی خوشحال شدن. اما دو تا از نشانهها ازشون خوششون نیومد. اگه گفتین كیا بودن؟؟
بله اِ آخر چسبان و تنها از اونا خوششون نیومد چون تو اون چهار تا مسافر دوتاشون، شكل اونا بودن. اونا اومدن و با چهار تا اِ روبوسی كردن. و گفتن درسته كه ما دوتا شبیه شماییم اما ما فقط میتونیم با نشانههای بالای جدول بیایم. یعنی بعد از آ. او. ای صدامون هِ هستش و با شما اشتباه نمیشیم.اِ ها خوشحال شدن و دستشونو گرفتن و بردنشون تا خونه اونا رو تو شهر نشون بدن.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با قصه: نشانه اُ استثنا
یه روز در شهرک الفبا جشن بود. همه خوشحال و شاد در این جشن شرکت کرده بودن و درحال خوش و بش کردن با هم بودن که دیدن نشانه «و» نیومده. همه از هم سراغ اون رو میگرفتن آخه دوستای خوب این طوری هستن و همیشه جویای احوال هم میشن.

بالآخره گفتن باید یکی بره و ببینه که چرا نیومده. -ُ که از بقیه زبر و زرنگتر بود گفت من میرم.-ُ به خونه او رفت و دید که با قیافه پریشون در حال گریه کردنه. هرچه از او پرسید که چه شده جوابی نشنید. فقط او به دهانش اشاره میکرد که صدایش در نمیآید.
-ُ رفت و یه قلم و کاغذ آورد و به او داد تا براش بنویسه که چرا صداش در نمیاد. او در کاغذ نوشت که سرما خورده و صداش گرفته و قرار بوده که امروز توی جشن شعر بخونه برای همین ناراحته.
-ُ فکری کرد و گفت اوّل بلند شو بریم صورتت رو بشور و مرتب شو. سپس و رو به طرف دستشویی برد صورتش رو شست. موهای پریشونش رو مرتب کرد و گفت برای رفتن به مهمونی باید تمیز باشی. بعد به او گفت من کوچیکم و توی جیب تو جا میشم. موقع خوندن شعر تو فقط لب بزن و من شعر رو بلند میخونم. هردو به مهمونی رفتن و اون روز او شعرش رو خوند همه او رو میدیدن ولی شما بگین صدای چه کسی رو میشنیدن؟ آفرین صدای-ُ رو میشنیدن. پس از این قصه در کلماتی مانند خورشید، و رو مینویسیم ولی -ُ میخونیم.
انواع بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول
بازی اولین روش یادگیری انسانه. ما در سالهای اول عمرمون مهارتهای پایهای رو در طول بازیهای کودکانه یاد میگیریم؛ مهارتهایی مثل راه رفتن و دویدن که هرگز فراموش نمیشن. بچهها در مواجه با مسائل پیچیدهتری مثل خوندن و نوشتن هم با بازی خیلی سریعتر و مفهومیتر یاد میگیرن. پس وقتشه تا بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول رو شروع کنین.
مهمترین نکته مثبت بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول درگیر کردن حس لامسه است. در آموزش سنتی کودک اغلب از طریق حسهای بینایی و شنوایی اطلاعات جدید رو دریافت میکنه. هر چه اطلاعات ورودی، حسهای بیشتری رو درگیر کنن؛ آموزش سریعتر میشه و مطالب عمیقتر یاد گرفته میشن.
بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول: لمس کن و بگو!
برای این آموزش الفبای فارسی کلاس اول به حجم سه بعدی حروف الفبا نیاز دارین. میتونین از یونولیت، چوب یا خمیر پاپیه ماشه کمک بگیرین و حروف رو بسازین یا نمونههای آماده رو تهیه کنین. اما یادتون باشه شرکت دادن کودک در فرایند ساخت این حروف هم به یادگیری بهتر الفبای فارسی کمک میکنه.
بعد از آماده کردن حروف الفبا، چشمهای کودک رو ببندین. به شکل تصادفی یکی از حروف رو در اختیارش بذارین و ازش بخواین با لمس کردن تشخیص بده که چه حرفی رو توی دستش گرفته، صداش رو با صدای بلند بگه و کلماتی رو پیدا کنه که در اول، آخر و وسطشون اون حرف رو دارن.
بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول: حرف رو پیدا کن!
این بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول به هیچ وسیله و امکانات خاصی نیاز نداره. و میتونین در هر مکان و شرایطی بازیش کنین. توی ترافیک، توی مطب دکتر یا هر زمانی که کار دیگهای ندارین. یکی از حروفی که فرزندتون صداش رو یاد گرفته انتخاب کنن و ازش بخواین کلمههایی با این صدا پیدا کنه که اطرافش قرار گرفتن.
مثلاً تصور کنین در ماشین نشستین و ترافیک زیاده. شما حرف ب رو انتخاب میکنین و فرزند شما به دنبال کلماتی با صدای ب میگرده. ممکنه بابا، ابر، بوق یا بارون کلماتی باشن که پیدا میکنه. بعد از هر کلمه فرزندتون رو تایید کنین و کلمهای که گفته رو تکرار کنین.
اگه در موقعیتی هستین که مداد و کاغذ یا یک مجله در اختیارتونه. میتونین بازی رو پیچیدهتر کنین و از فرزندتون درخواست کنین به تصاویر مجله نگاه کنه و کلماتی با حرف موردنظر رو پیدا کنه. و بعد یک مداد به دستش بدین و ازش بخواین هر جا اون حرف رو در متن میبینه، دورش رو خط بکشه.
یک لیست از کلماتی که فرزندتون پیدا میکنه، نگه دارین و هر چند وقت یک بار با هم مرورشون کنین. میتونین دورهای بعدی بازی رو سختتر کنین و از دانشآموز بخواین کلمات جدید پیدا کنه.
هر بادکنکی که به زمین خورد. بازی رو متوقف کنین از همه بچهها بخواین صدای اون حرف و یک کلمه با اون بگن و بعد بادکنک رو موقتا از بازی بیرون بیارین.
بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول: سیب زمینی داغ!
تنها چیزی که این بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول نیاز داره یک وسیله است. و حتی مهم نیست این وسیله چیه. فقط کافیه به راحتی بتونین توی دست نگهش دارین. مثل یک توپ، کوسن یا حتی جعبه دستمال کاغذی.این وسیله مثل یک سیب زمینی داغه. هر چی بیشتر توی دست گرفته بشه، بیشتر میسوزین. پس هدف بازی اینه که سیب زمینی داغ رو سریعتر به فرد دیگهای بدین. اما حتما باید قبلش کلمه درست رو بگین.

برای آموزش الفبای فارسی کلاس اول با این بازی ابتدا یک حرف مشخص کنین. مثلا ت. هر کسی که سیب زمینی داغ رو به دست میگیره فقط 5 ثانیه زمان داره تا یک کلمه با این حرف بگه و اگه موفق نشه میسوزه. اگه گروهی بازی میکنین هر بازیکن سوخته رو از دور حذف کنین و اینقدر بازی رو ادامه بدین تا فقط یک نفر بمونه.
اگه بازی رو به شکل دونفره انجام میدین هم هر بار که کسی نتونست کلمهای رو بگه یک امتیاز به نفر دیگه بدین و هر کس امتیازش به ده رسید برنده میشه.
بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول: توپ الفبا
یک توپ بزرگ یا یک بادکنک تنها چیزیه که برای این بازی آموزش الفبای فارسی کلاس اول نیاز دارین. روی این توپ حروف الفبای فارسی رو به صورت پراکنده بنویسین. توپ رو به سمت کودک پرتاب کنین تا اون رو روی هوا بگیره و حرفی که انگشت شصت دست راستش روی اون قرار گرفته رو با صدای بلند بگه و یک کلمه که حاوی این حرفه رو پیدا کنه.
با تغییراتی این بازی رو به صورت گروهی هم میشه بازی کرد. روی هر بادکنک یک حرف الفبا رو بنویسین و یکی از اونها رو به جمع بچهها پرتاب کنین. بادکنک نباید به زمین بخوره. هر دانشآموز که بادکنک به دستش رسید باید سریع کلمهای با اون حرف بگه و بادکنک رو به سمت نفر بعدی پرتاب کنه. کم کم تعداد بادکنکها رو افزایش بدین.
آموزش الفبای فارسی کلاس اول با ویدیوی آموزشی
کودکان مدرن ساعتهای زیادی رو در برابر مانیتورها میگذرونن. دیدن انیمیشن یا بازیهای ویدیویی بخشی جدا نشدنی از روتین روزانه بچههاست. چرا از این زمان برای آموزش الفبای فارسی کلاس اول استفاده نکنیم؟

فاب بهترین ویدیوهای آموزشی فارسی اول دستان رو برای شما تولید کرده. اگه به دنبال یادگیری عمیق حروف الفبای فارسی هستین و آماده شدین تمام اینترنت رو برای دانلود آموزش الفبای فارسی کلاس اول استاندارد و موثر بگردین، اپلیکیشن فاب راه حل شماست.کافیه اپلیکیشن فاب رو دانلود کنین و با قیمت باورنکردنی روزی هزار تومن به بهترین آموزشهای تمام درسهای پایه اول ابتدایی دسترسی پیدا کنین.
یکی از بهترین روشها برای آموزش الفبای فارسی کلاس اول ابتدایی استفاده از ویدیوهای آموزشیه. چون به راحتی توجه بچهها رو نگه میداره. به خصوص اگه وقت کافیه برای تمرین الفبا با فرزندتون رو ندارین و دائماً به دنبال زمانی برای انجام بازیها و خوندن شعرها و داستانها هستین و موفق نمیشین زمان خالی زیادی در برنامهتون پیدا کنین.
فاب تضمین میکنه که فرزند شما الفبا رو به بهترین شکل یاد بگیره.
نکات پایانی آموزش الفبای فارسی کلاس اول
روشهای خلاقانه زیادی برای آموزش الفبای فارسی کلاس اول به بچهها وجود داره. بهترین روش، روشیه که فرزند شما بیشترین ارتباط رو باهاش میگیره و بیشترین اشتیاق رو به اون نشون میده. اما یادتون نره تنوع یکی از ویژگیهای یک برنامه آموزشیه که تاثیر اون رو به بیشترین حد میرسونه.
پس ترکیبی از تمام روشهای نوین آموزش الفبای فارسی کلاس اول رو با تاکید روی فعالیتهای محبوب فرزندتون در برنامه بگنجونین و در تمام این فعالیتها به آموزش جدول الفبای فارسی کلاس اول توجه ویژهای نشون بدین. بهتره این جدول رو همیشه در نزدیکی خودتون داشته باشین و به همین دلیل فایل pdf اون رو برای دانلود در اختیار شما قرار دادیم.
یادتون نره، فاب در تمام طول تحصیل فرزندتون، همراه شماست! آموزش فارسی اول دبستان فاب از تمام این روشهای خلاقانه کمک میگیره تا آموزش الفبا رو برای فرزندان شما ساده کنه.
داستان، شعر و بازی از روشهای خلاقانه آموزش به بچههان. اما وقت زیادی میگیرن و اگه وقت کافی ندارین میتونین به جای تمام اونها از ویدیوهای آموزشی استفاده کنین.
بله، از تعریف هر قصهای میتونی زبان فارسی بچهها رو تقویت کنه. جدا از اینکه داستان برای کودکان یک سرگرمی جذاب محسوب میشه، هم دایره لغات فرزندتون رو افزایش میده و هم بچهها رو با صدای حروف آشنا میکنه.